* بعد دو سال بی رایتری و پر کردن هارد و تحمل کردن پیغام مسخره فول بودن درایوها و از این دست زجر کشیدنها... بالاخره صاحب یک دستگاه دی وی دی رایتر گشتیــــــــم و کلی فضای خالی تو دل و روده و ریه این کامی بدبخت ایجاد نمودیم. آخـــــــــــیش نفسش بالا اومد بچم :دی
* توضیحات بند بالا بهونه ای شد تا طرح امنیت اجتماعی رایانه ای رو جهت پاکسازی رایانه ام از یک سری فایلهای اراذل و اوباش اعم از عکس و متن و آهنگ که فقط و فقط به درد وقتایی میخورد که مازوخیسمی خونم میزد بالا و یک سری خاطرات مزخرف رو زنده میکرد، شیفت+ دیلیت کنم و به دیار باقی بفرستم. عجب مولتی مدیا مازوخیستی بودم مــــــــــــــــــــــــن :پی
* پس از اجرای طرح بالا و برقراری امنیت همه جانبه نمیدونم خبر این پاکسازی از کجا به همراه اول عزیزم رسید که بیچاره از ترس آب و روغن قاطی کرد. دکمه بازگشت و دیلیتش هیچ رقمه کار نمیکنه، هر کاری کردم درست نشد که نشد. منم که ذهن فنیم پویا!!! زدم ریست آلش کردم و همممممممممممه اس ام اس های خوچگلم از دوس جونای مهلبونم رو از دست دادم و یه عالمه از خاطرات اس ام اسیم هم پاک شد :(
* خلاصه که الان ایــــــــــــــن هوا >===
===< بی خاطره ام :دی البته خوشحالم چون زیادی بهشون توجه میکردم چه به خوباش چه بداش! و کلی وقت گرانبهامو میگرفتن. میخوام تو خونه تکونی امسال خاطرات تو کمدی هم آتیش بزنم و دیگه رااااااااااااااااااااحت :دی آخه کدوم عاقله زنی پوست شکلاتی که فلان روز با بهمانی رفته بود بسار جا نیگر میداره که من نیگر دارم؟؟؟!!!
خاطره اگه بخواد موندگار بشه تو ذهن ثبت میشه، دیگه نیازی به جمع کردن این آت آشغالا نیس خوب، هست؟!...
فقط با این موبایل بی دکمه بازگشت چه کنم؟ بابا زندگی دکمه بازگشت نداشت، دیگه موبایل که دااااااااااااشت :((
پ.ن: تا اطلاع ثانوی پ.ن هم نداریم :)